راهی به سوی خوشبختی

امیدوارم بتوانم تغییری در نگرش افراد ایجاد کنم و پاسخی به سوالهای بنیادین انسان بدهم.

جرقّه ای که عطّار را آتش زد
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٦/۱
 

درویشی از کنار یک عطّاری میگذشت.


به صاحب مغازه گفت:کمکی به من کن،عطّار در پاسخش گفت:معذورم،درویش گفت:تو چه گونه جان خواهی داد؟

عطّار گفت:تو چطور جان میدهی؟

درویش کفشهایش را زیر سر گذاشت،دراز کشید و هیچ وقت برنخاست.

آن درویش جرقّه ای بود که عطّار را آتش زد و از او یک عارف ساخت.

این چنین جرقّه هایی در زندگی ما نیز پیش میآید به شرط آن که ما هم مانند عطّار تمایل به سوختن داشته باشیم.