راهی به سوی خوشبختی

امیدوارم بتوانم تغییری در نگرش افراد ایجاد کنم و پاسخی به سوالهای بنیادین انسان بدهم.

من ازرائیل را دیده ام
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/۳۱
 

اگر مطلبی را که میخواهم برایتان تعریف کنم باور نکردید،با من تماس برقرار کنید تا به سوالهایی که برایتان پیش آمده پاسخ دهم.

آ.و


آبان ماه سال 1386 بود،شب وقتی خوابیدم روحم به پرواز در آمد،پیش از آن هم تجربه ی پرواز روح داشتم ولی این بار با دفعات قبل فرق داشت،همه چیز کاملاً واضح بود ناگهان در طبقه ی پایین خانه در آینه تصویری دیدم که پس از آن مسیر زندگی من را تغییر داد،من به دید یک موهبت الهی به آن می نگرم،تصویری که دیدم؛فردی بود با لباسی مانند راهبه ها امّا نه شبیه زنان بود و نه مردان ولی من همیشه مثل یک زن او را به یاد میآورم،هنگامی که او را دیدم ترسی بر من چیره شد که تا به حال آن را تجربه نکرده بودم،اختیار روحم را از دست دادم،روحم با سرعت بسیار بالایی به این طرف و آن طرف میخورد،درد شدیدی داشت،حتّی وقتی روح به بدنم بازگشت و بیدار شدم هنوز میلرزیدم و هنوز درد داشتم.

از آن پس بود که تغییرات عمده ای در زندگی من رخ داد،از بو کردن گلها گرفته تا زیباییهای دیگر هیچ یک را از دست ندادم،سازهای مختلفی را یاد گرفتم و در رشته ی ورزشی مورد علاقم(بوکس)مقام اوّل را کسب کردم و ...

مهمترین این تغییرات گیاهخواری بود که از دی ماه همان سال شروع شد،با وجود گیاهخوار بودن پدربزرگ و مادرم درکی از گیاهخواری نداشتم امّا پس از آن اتّفاق در دیگری از رحمت با عنوان گیاهخواری به سوی من گشوده شد.

اگر مرگ را کنار خود حس کنید؛همه چیز ساده و آسان میشود.

(آ.و)