راهی به سوی خوشبختی

امیدوارم بتوانم تغییری در نگرش افراد ایجاد کنم و پاسخی به سوالهای بنیادین انسان بدهم.

مناظره با خدا
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ۱٠:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۸
 

اگر ایراد عروض و قافیه دیدید تعجّب نکنید چراکه رشته ی من در دبیرستان ریاضی بوده است.


بار دیگر شرمساری چو خزان/گشته در وجود من در این زمان

از تو و یاد تو من غافل شدم/چون که گویی چون خودت فاعل شدم

در درون بندگان جُستم تو را/در دل بشکسته من شستم تو را

تو بگو در این فغان با من چه گشت/که ز دوری تو جز با من نگشت

آه تندی را برآورد او ز خود/در جواب پرسشم ربّ ودود

گفت این نامهربانی از خطای تو بود/این فغان از دوری مهر و وفای تو بود

گفتمش گم کرده ی راه صوابم من هنوز/در ره آشفته حالان و عذابم من هنوز

گفت بیراهه را باشد دلیلی بر وجود/شاید این شاهرهی باشد به منظور صعود

گفتمش سخت میباشد این بیراهه ات/گفت چون باشد در آنجا خانه ات

گفتمش شیفته ی ماندن در این دنیا شدم/همچو آواز خزان در باور خنیا شدم

گفت ای بیخود ز خود نالان مباش/تو به سان فکر بدحالان مباش

بازگشتی اگر از تو به سوی من بود/در باغ رحمتم از تو به یاسمن بود

(آ.و)