راهی به سوی خوشبختی

امیدوارم بتوانم تغییری در نگرش افراد ایجاد کنم و پاسخی به سوالهای بنیادین انسان بدهم.

دیدگاه امام خمینی (ره) درباره خوردن گوشت
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ۱۱:٠۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٠/٢٧
 

امام خمینی (ره) در رساله ی خود که برای استفاده ی روحانیون است میفرمایند ؛

"روحانیون میبایست حداکثر بیست روز یکبار گوشت حیوانات را مصرف نمایند"

که این امر اشاره به سنگین شدن روح پس از مصرف گوشت دارد.


 
 
رنگ ایمان
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۳/٢٥
 

ای کاش ایمانمان هم مثل پرینترهایی که استفاده میکنیم کارتریج داشتنتد تا هر وقت کمرنگ میشدند شارژشان میکردیم.

مانند ایمان کودکی که برای رفتن به بیابان و دعا کردن برای بارش باران با خود چتر برد و وقتی پرسیدند : چتر را چرا با خود میآوری؟

پاسخ داد : مگر قرار نیست باران ببارد؟

بیایید برای هم دعا کنیم،شاید اینگونه بتوانیم ایمان های همدیگر را پررنگ کنیم!


 
 
پرورش اندام یا افکار؟
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ۳:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٢/٢٤
 

چقدر هزینه میکنیم برای پرورش اندام؟

هزینه هایی از قبیل : پول ، زمان ، روح ، روان و ...

پس پرورش افکار چه شد ؟

نگاهی به دور و بر خود بیاندازید.....

همه با هم سر جنگ داریم ، نامهربانیم ، به اندازه ی همه ی ما جا برای نفس کشیدن هست امّا قانع نیستیم ...

شاید چشم دیدن همدیگر را نداریم...

دست در جیب هم ادای فرهیختگان را در میاوریم

و از فرهنگی سخن میگوییم که اگر چه چندهزار سال از ما دور است ولی هنوز جای پز دادن دارد....

در کل خروس جنگیهای خوبی بار آمده ایم و به جای جنگیدن با فتنه انداز با خود میجنگیم!

«آ.و»


 
 
مستی نشانه ی خوبیست
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧
 

کاش میآورد مستی هر حرامی چون شراب

آن زمان معلوم میشد در جهان هوشیار کیست

 


 
 
راه رسیدن به تکامل و حقیقت
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/٩/۸
 

به عقیده ی من مهمترین هدف و چشم انداز ما انسانها دراین دنیا رسیدن به تکامل و در جهانی فراتر رسیدن به حقیقت است.

در یک جمع دوستانه که بحث می کردیم،جمله ای بداهه گفتم که هرچه میگذرد بیشتر به آن ایمان می آورم:

رفع نیاز باعث تکامل و ترک منبع رفع نیاز منجر به رسیدن به حقیقت می شود.

«آ.و»


 
 
به دور از هرچه شوخی
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/۱٧
 

به دور از هر گونه بدگویی،به دور از هرچه شوخی هست

همی دانم،همی دانی،در این دنیا نمی مانی

چرا بیهوده می رقصی در این دریای پر طوفان؟

بدان در آخر قصّه تو هم بر آب می مانی

ز لذّت گر بپرسی گویمت این گونه پُر غم نیست

چراکه مرجع لذّت دراین دنیا نمی دانی

کمی خوبی،کمی بخشش،کمی دست کمک دادن

همین ها در کنار هم شود لذّت،نمی دانی

و در آخر به خود آیی،همان جا که تو رسوایی

که در آنجا تو میدانی؛

نمی دانی،نمی دانی

«آ.و»

 

 

 


 
 
بیا تا بارون باشیم
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٥
 

شعر و آکورد باران،کاری زیبا از گروه آرین تقدیم به گیتاریست های عزیز؛


 
 
دشمنی کردن ظاهری و علاقه ی واقعی
نویسنده : آرمین ورطنیان - ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢
 

پسرک درد دوری را به دوش می کشید،بی کینه و مکافات،همه جا از دخترکی سخن می گفت که فرسنگ ها از او دور بود و او را بخشی از خود می دانست.

 

 


 
 
← صفحه بعد